![]() |
![]() |
|
| تاملي در ادبيات وهنر و یادها |
|
باطل اباطیل ، جامعه میگوید ،باطل اباطیل ،همه چیز باطل است.انسان را از تمامی مشقتش که زیر آسمان میکشد چه منفعت است؟یک طبقه میروند وطبقهی دیگرمیآیند وزمین تا به ابد پایدار میماند.آفتاب طلوع میکند وآفتاب غروب میکند وبه جایی که از آن طلوع نمود میشتابد . باد به طرف جنوب میرود وبهطرف شمال دور میزند ،دورزنان دورزنان میرود وباد به مدارهای خود برمیگردد .جمیع نهرها به دریا جاری میشود اما دریا پر نمیگردد ،به مکانی که نهرها از آن جاری شد به همان جا باز میگردد .همه چیزها پر از خستگی است که انسان آنرا بیان نتواند کرد.چشم از دیدن سیر نمیشود و گوش ازشنیدن مملو نمیگردد .آنچه بودهاست همان است که خواهدبود ، و آنچه شده است هماناست که خواهد شد وزیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست .آیا چیزی هست که دربارهاش گفتهشود ببین این تازهاست ؟در دهرهایی که قبل از مابود آن چیز قدیم بود .ذکری از پیشینیان نیست ،از آیندگان نیز که خواهند آمد ،نزد آنانی که بعد از ایشان خواهند آمد ،ذکری نخواهدبود . کتاب جامعه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:23 توسط محبوبه موسوي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
نقد نادر نظامی بر داستان سگ وبلاگ معرفی کتاب من در تقاطع اشباح(2) قتل شاعر در پاي نوشته رگتایم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
داستان ها |
|
RSS
|